🌷نــام :علی 🌷نـام خـانوادگـی :حسن زاده 🌷نـام پـدر :حسن 🌷تـاریخ تـولـد :۱۳۴۲/۱۰/۳۰ 🌷مـحل تـولـد :تهران 🌷سـن :۲۱ سـال 🌷دیـن و مـذهب :اسلام شیعه 🌷وضـعیت تاهل :مجرد 🌷شـغل :بسیجی فعال و ویژه 🌷مـلّیـت :ایران 🌷دسـته اعـزامـی :بسیج
🌷نــام :علی 🌷نـام خـانوادگـی :حسن زاده 🌷نـام پـدر :حسن 🌷تـاریخ تـولـد :۱۳۴۲/۱۰/۳۰ 🌷مـحل تـولـد :تهران 🌷سـن :۲۱ سـال 🌷دیـن و مـذهب :اسلام شیعه 🌷وضـعیت تاهل :مجرد 🌷شـغل :بسیجی فعال و ویژه 🌷مـلّیـت :ایران 🌷دسـته اعـزامـی :بسیج 🌷تـحصیـلات :سوم متوسطه ⬅️ شـرح شـهادت 🔹سی ام دی ۱۳۴۱، در تهران چشم به جهان گشود. پدرش حسن، باغبان بود و مادرش، زینب نام داشت. 🔹 تا سوم متوسطه در رشته ریاضی درس خواند. به عنوان بسیجی لشکر ۲۷ در جبهه حضور یافت. 🔹هجدهم اسفند ۱۳۶۲، در جزیره مجنون عراق شهید شد. ⬅️ جـزئیات شـهادت 🔹تـاریخ شـهادت : ۱۳۶۲/۱۲/۲۷ 🔹کـشور شـهادت : عراق 🔹مـحل شـهادت : جزیره مجنون 🔹عـملیـات :خیبر 🔹نـحوه شـهادت :حوادث ناشی از درگیری 🔹مـحل مـزار :بهشت زهرا (س) 🔹وضـعیت پـیکر :مـشـخـص 🔹موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا 🔹قـطعـه :۲۴ 🔹ردیـف :۳۶ مکرر 🔹شـماره :۴۹ 🌐 رسانه خبری #صدای_سیریز
شهید جبار جعفری
🌷شهید: جبار جعفری 🌷 نام پدر :عباس 🌷 تولد: ۱۳۴۷ 🌷 شهادت :۱۳۶۲/۰۱/۲۲ 🌷محل شهادت: شرهانی 🌷 محل دفن :گلزار شهدای سیریز 🌷 رجعت: ۸/ ۱۱ /۱۳۷۴ 《جهاد دری از درهای بهشت است که خداوند آن را به روی اولیا خاص خود می گشاید》.( نهج البلاغه ) 🔹با درود و سلام به رهبر عالیقدر ،حضرت آیت الله خمینی و با درود بر ملت شهید پرور ایران و با درود به شهیدان صدر اسلام از بدر تا عاشورا، از عاشورا تاکنون،سخنان خود را شروع میکنم. 🔹 اینجانب برای حفاظت از دین و دیانت خود برای اینکه اهداف جمهوری اسلامی پیاده شود و پرچم اسلام در سراسر جهان به اهتزاز در آید به جبهه آمدم که به ندای( هل من ناصر ینصرونی) امام پاسخ مثبت داده باشم. 🌷شهید جبار جعفری🌷 🔹امام خمینی(ره): وصیتنامههایی که این عزیزان مینویسند مطالعه کنیدپنجاه سال عبادت کردید و خدا قبول کند یک روز هم یکی از این وصیتنامهها را بگیرید و مطالعه کنید و فکر کنید.
شهید شیر علی حسنزاده
🌷شهید:شیرعلی حسنزاده 🌷 نام پدر:محمود 🌷تولد :۱۳۴۹ 🌷 شهادت :۴/ ۳ /۱۳۶۷ 🌷 محل شهادت: شلمچه 🌷 محل دفن :گلزار شهدای سیریز 🌷 رجعت :۲۹/ ۴/ ۱۳۷۴ 🔸شهید: شیرعلی حسنزاده در اول فروردین سال ۱۳۴۹در خانوادهای متدین و متعهد به اسلام در روستای سیریز چشم به جهان گشود. 🔹 تحصیلات ابتدایی خود را با موفقیت پشت سر گذاشت،در حالی که از شاگردان ممتاز بود در سال ۱۳۶۰ وارد مدرسه راهنمایی شیخ فضل الله نوری سیریز شد. 🔸 در همان سال به عنوان عضو فعال در پایگاه شهید صدوقی فعالیت خود را آغاز کرد و درگشتهای شبانه شرکت میکرد . در سال ۱۳۶۳ همزمان با ورود به دوره متوسطه برای اولین بار به مدت سه ماه در جبهه حضور یافت. 🔹چهارسال بعد مجدداً راهی جبهه شد ،و مسئولیت قسمت پدافند هوایی را به عهده گرفت. 🔸 در سال ۱۳۶۷ امتحان کنکور را در پیش داشت، اما شهید عزیز درس و مدرسه را به عشق امام(ره) و دفاع از آب و خاک میهن و حفظ نوامیس رها کرد و هر چند اطرافیان اصرار کردند کنکور را پشت سر بگذار و بعد به جبهه برو در جواب میگفت من در جبهه امتحان دانشگاه را میدهم. 🔹و بالاخره در عملیات کربلای ۵ حقیقتا کنکور حقیقی را در کربلای ایران، شلمچه با موفقیت پشت سر گذاشت، و دلیرانه و جوانمردانه با دشمنان جنگید تا شربت شهادت را نوشید. 🔸 بدن پاکش سالها در شلمچه ماند تا اینکه در سال ۱۳۷۴ گروه تفحص بدنش را پیدا کردند، و چندی بعد بدن او در زادگاهش در میان انبوه مردم تشییع شد، و در جوار امامزاده جعفر علیه السلام به خاک سپرده شد. 🔹هنوز یک سال از خاکسپاری او نگذشته بود که پدر خود را به سوی خود فراخواند که این جدایی برای اطرافیان بسیار سخت گذشت. 🌷شادی روح مطهرشان صلوات🌷
شهید حسین ابراهیمی
🌷شهید: حسین ابراهیمی 🌷 نام پدر: علی 🌷تولد :۱۳۴۶ 🌷شهادت :۱۳۶۵/۱۰/۲۲ 🌷محل شهادت :شلمچه 🌷 محل دفن :گلزار شهدای سیریز 🌷رجعت ۱۳۷۴/۰۴/۲۹ 🔹شهید حسین ابراهیمی فرزند علی در سال ۱۳۴۶در روستای سیریز چشم به جهان گشود. 🔹 مراحل تحصیلی ابتدایی و راهنمایی را در زادگاهش پشت سر گذاشت، در سن نوجوانی مادرش را از دست داد، بعد از فوت مادر نتوانست درس بخواند لذا برای کار به شهر زرند رفت و مشغول کار شد. 🔹در شهر زرند جهت اعزام به جبهه ثبت نام کرد و دو مرتبه به عنوان بسیجی به جبهه رفت. دفعه اول به مدت سه ماه و مرتبه دوم به مدت شش ماه 🔹 بعد از بازگشت از جبهه ازدواج کرد، و مدت یک سال زندگی کرد ،و مجدد به مدت یک سال برای گذراندن خدمت سربازی در جبهه به مقر تیپ زرهی ذوالفقار رفت ،و در آن تیپ سمت رانندگی خشایار را عهدهدار شد. 🔹 در عملیات کربلای پنج در شلمچه حسین عزیز اولین راننده خشایار بود، که حرکت کرد و مهمات و نیرو را به خط مقدم رساند. 🔹خاطره شهادت حسین از زبان یکی از همرزمانش : یک روز عصر عراق تک زده بود فرمانده تیپ زرهی ذوالفقار از نیروها خواست یک نفر افتخاری با خشایار مهمات را به خط مقدم جبهه برساند. 🔹در این میان حسین دستش را بالا برد،و او به عنوان راننده و من کمکی او مهمات را باز کردیم، و به سوی خط مقدم حرکت کردیم. 🔹حدود سیصد متری خط مقدم خشایار ما در دید،عراقیها قرار گرفت، شدیدا ما را زیر آتش خود گرفتند در این زمان چند ترکش به من اصابت کرد و حسین عزیز به من گفت: تو را به خاک ریزی که نزدیک جاده است می رسانم و من خودم این مهمات رابه خط می رسانم. 🔹مرا به خاکریز رساند و خودش به طرف خط مقدم حرکت کرد در همین حین که می رفت از گوشه خاکریز به او نگاه می کردم که ناگهان یک گلوله تانک به خشایارش اصابت کرد و خشایار آتش گرفت. 🔹دیدم حسین از درون خشایار تا کمر بیرون آمده بود که ناگهان گلوله دیگری نزدیک او خورد و من دیگر حسین را ندیدم. 🔹آری حسین عزیز در تاریخ۱۳۶۵/۱۰/۲۲ مفقودالاثر شد ،و سر انجام پس از گذشت سالها پیکر پاکش کشف، و در سال ۱۳۷۴ به زادگاهش باز گردانده شد ،و در گلزار شهدای سیریز به خاک سپرده شد. 🌷شهداء را یاد کنید ولو با ذکر صلوات🌷 رسانه خبری #صدای_سیریز
شهید ماشاالله میرزایی
🌷شهید: ماشاالله میرزایی 🌷نام پدر: نعمت الله 🌷 تولد :۱۳۳۵ 🌷 شهادت:۱۳۶۵/۱۰/۱۰ 🌷محل شهادت: جزیره ام الرصاص 🌷 محل دفن: جاویدالاثر 🔹شهید ماشاالله میرزایی در سال ۱۳۳۵ در روستای احمدآباد زرند متولد شد. 🔸پایه ششم خود را در زادگاه خود با موفقیت پشت سر گذاشت فرزند با استعدادی بود مهارت عجیبی در نقاشی داشت به گونهای که در همان دوران مدرسه نقاشیهای او زینت بخش مدرسه بود. 🔹 و حتی در زمان رژیم منفور پهلوی بارها به خاطر کشیدن تمثال امام خمینی (رحمت الله علیه) بر روی دیوار روانه ساواک شد. 🔸 خدمت مقدس سربازی را در سرپل ذهاب گذراند و بعد از اتمام دوره سربازی ازدواج کرد که حاصل این ازدواج ۴ فرزند بود. 🔹 در کارهای منزل کمک حال همسر بود و در امر تربیت فرزند بسیار کوشا بود از نظر اخلاق زبان زد خاص و عام بود. 🔸 در کارهای خیر همیشه پیش قدم بود و اهمیت عجیبی به نماز جماعت میداد . 🔹شهید جز ء اول بسیجیانی بود که رهسپار جبهه گردید عشق عجیبی به جبهه داشت مرتبه آخر که میخواست به جبهه برود روحیه عجیبی داشت به گونهای که۴مرتبه با پدر و مادرش خداحافظی کرد. 🔸فرزندانش را در بغل میگرفت و میبوسید حتی بعد از خداحافظی از اقوام و فامیل تا سر کوچه رفت و مجدداً برگشت و دوباره خداحافظی کرد گفت این سفر با سفرهای قبل فرق میکند. 🔹سرانجام در تاریخ ۱۰/۱۰ /۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۴ در جزیره ام الرصاص به فیض شهادت نائل گردید .خبر شهادت ایشان را دو نفر از همرزمانش که لحظه شهادت را دیده بودند به بنیاد شهید کرمان و خانواده ایشان اطلاع دادند. 🔸 تا حال که مدت ۳۷ سال از شهادت این عزیز میگذرد خانواده منتظر و چشم به راه پیکر مطهرش هستند. ☆شهدا را یاد کنید حتی با ذکر صلوات☆
شهید حاج علی ابراهیمی
🌷زندگینامه شهید حاج علی ابراهیمی🌷 شهید:حاج علی ابراهیمی در سال ۱۳۳۳ در روستای سیریز از توابع شهرستان زرند در خانوادهای مذهبی و زحمتکش متولد شد . 🔹 بعد از پایان تحصیلات در ۲۲ سالگی ازدواج کرد قبل از پیروزی انقلاب به ساماندهی راهپیمایی ها و تظاهرات میپرداخت و بارها مورد آزار ماموران ساواک قرار گرفت. 🔹 پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۶۱ به عضویت پایگاه مقاومت شهید آیت الله صدوقی سیریز در آمد.در آن زمان که ایران اسلامی مورد تهاجم استکبار جهانی به دست رژیم بعث عراق قرار گرفته بود ضمن رسیدگی به امور خانواده و همکاری با بسیجیان به گشتزنی و آموزش نظامی نیروهای عزیز بسیج می پرداخت. 🔹سرانجام برای نخستین بار به دستور امام امت (رحمت الله علیه) جهت دفاع از ارزشهای اسلام و انقلاب در تاریخ ۱۸ دی ۱۳۶۳ تا ۲۳ بهمن ۱۳۶۵ به جزیره مجنون به عنوان بسیجی امدادگر اعزام شد. 🔹شهید والامقام در چهاردهم خرداد ۱۳۶۷ به اسارت رژیم بعث عراق در آمد و مدت ۲۷ ماه و ۱۵ روزدر زندانهای عراق با شکنجههای بسیار سنگین و طاقت فرسا دست و پنجه نرم کرد. 🔹 سرانجام پس از متحمل شدن سختیهای زیاد در تاریخ ۱۳۶۹/۰۶/۱۵ به وطن بازگشت. 🔹 سرانجام شهید والامقام پس از صبر و استقامت و تحمل ۲۸ماه اسارت و ۲۰سال تحمل درد و رنج ناشی از مسمومیت شیمیایی همزمان با اعیاد مبارک شعبانیه در روز جانباز بامداد ۱۳۸۹/۰۴/۲۷ در حالی که ذکر یا صاحب الزمان را بر لب داشت به جمع همرزمان شهیدش پیوست و در جوار امامزاده جعفر علیه السلام و گلزار شهدا آرمید. 🌷روحش شاد یادش گرامی🌷
شهید علی علی بیگی
☆زندگینامه☆ 🔹شهید علی علی بیگی در روستای دهخواجه سیریز چشم به جهان گشود. 🔹 تحصیلات ابتدایی خود را با موفقیت پشت سر گذاشت. و آنگاه برای ادامه تحصیل در مقطع راهنمایی راهی نوق شد. سالهای تحصیلی راهنمایی وی همزمان با اوج گیری نهضت مردم علیه رژیم منفور شاهنشاهی بود. 🔹 او نیز فعالانه در راهپیماییها پا به پای دیگر هموطنان خود شرکت میکرد بعد از اتمام دوره راهنمایی جهت ادامه تحصیل در مقطع دبیرستان عازم شهرستان زرند شد. 🔹 شهید علی بیگی عاشق نماز و قرآن بودو در آبادانی روستای سیریز فعالیت شایستهای داشت. 🔹بالاخره در سال ۱۳۶۱ عزم خود را جزم کرد تا برای حراست از مرزهای شرف و شهامت رهسپار جبههها گردد این در حالی بود که از ناحیه آرنج دست چپ آسیب دیده بود لذا بعد از گذراندن آموزشهای لازم در کرمان رهسپار اهواز و از آنجا به دشت عباس اعزام گردید. 🔹ایام سپری شد تا اینکه سرانجام در شب بیست و دوم فروردین سال ۱۳۶۲ در عملیات والفجر یک در منطقه موسیان به دست نیروهای بعث جام گوارای شهادت را نوش جان کرد و به خیل چکاوکان عاشق پیوست.
🔹اولین یادبود شهید مدافع امنیت ، شهید رسول حسینی محمدآبادی در گلزار شهدای محمدآباد شعبجره برگزار شد.
🔹اولین یادبود شهید مدافع امنیت ، شهید رسول حسینی محمدآبادی در گلزار شهدای محمدآباد شعبجره برگزار شد. 🔹با سخنرانی:حجت الاسلام والمسلمین شجاعی امام جمعه زرند 🔹مداح: حاج علی کدخدایی 🔹تهیه گزارش: روح الله حسنزاده
🌷شهید: محمد ابراهیمی 🌷 نام پدر: حسن 🌷 تولد :۱۳۳۲ 🌷شهادت :۱۳۶۲ 🌷 محل شهادت :جاده قم_ کاشان 🌷محل دفن رفسنجان
🌷زندگینامه🌷 🔹 شهید: محمد ابراهیمی فرزند میرزا حسن در سال ۱۳۳۳ در روستای سیریز در خانوادهای مذهبی به دنیا آمد.از دوران کودکی تا سن ۱۵ سالگی را در زادگاهش گذراند، و بعد برای کسب در آمد راهی رفسنجان شد. 🔹در پیروزی انقلاب نقش بسزایی داشت و در پایین کشیدن مجسمه شاه ملعون در رفسنجان از اول کسانی بود ،که از مجسمه بالا رفته و مجسمه را به پایید کشید. 🔹بعد از پیروزی انقلاب وارد سپاه پاسداران شده، و به جبهههای نور شتافت، و مدتی طولانی در جبهه حضور داشت. 🔹 پس از مدتی به فرماندهی سپاه کبوتر خان رفسنجان منصوب شد ،و بعد از آن فرماندهی مبارزه با مواد مخدر رفسنجان را به عهده گرفت. 🔹 در انجام این امر خطیر آنچنان موفق بود که بارها از طرف دادگستری رفسنجان و فرمانده کل سپاه پاسداران (آقای محسن رضایی) مورد تشویق قرار گرفت. 🔹 بارها از طرف قاچاقچیان مواد مخدر مورد تهدید قرار گرفته بود ،تاآنجا که همه اقوام به او میگفتند دست از این کار بکش خطرناک است و عاقبت تو را میکشند ،اما محمد در جواب میگفت من خودم میدانم که به دست سوداگران مرگ کشته خواهم شد. چه بر سر کار باشم و چه نباشم پس بهتر این است در این کار بمانم تا لذت شهادت در راه خدا را برده باشم. 🌷 شادی روح همه شهدا صلوات🌷














