شهید جبار جعفری
🌷شهید: جبار جعفری 🌷 نام پدر :عباس 🌷 تولد: ۱۳۴۷ 🌷 شهادت :۱۳۶۲/۰۱/۲۲ 🌷محل شهادت: شرهانی 🌷 محل دفن :گلزار شهدای سیریز 🌷 رجعت: ۸/ ۱۱ /۱۳۷۴ 《جهاد دری از درهای بهشت است که خداوند آن را به روی اولیا خاص خود می گشاید》.( نهج البلاغه ) 🔹با درود و سلام به رهبر عالیقدر ،حضرت آیت الله خمینی و با درود بر ملت شهید پرور ایران و با درود به شهیدان صدر اسلام از بدر تا عاشورا، از عاشورا تاکنون،سخنان خود را شروع میکنم. 🔹 اینجانب برای حفاظت از دین و دیانت خود برای اینکه اهداف جمهوری اسلامی پیاده شود و پرچم اسلام در سراسر جهان به اهتزاز در آید به جبهه آمدم که به ندای( هل من ناصر ینصرونی) امام پاسخ مثبت داده باشم. 🌷شهید جبار جعفری🌷 🔹امام خمینی(ره): وصیتنامههایی که این عزیزان مینویسند مطالعه کنیدپنجاه سال عبادت کردید و خدا قبول کند یک روز هم یکی از این وصیتنامهها را بگیرید و مطالعه کنید و فکر کنید.
شهید شیر علی حسنزاده
🌷شهید:شیرعلی حسنزاده 🌷 نام پدر:محمود 🌷تولد :۱۳۴۹ 🌷 شهادت :۴/ ۳ /۱۳۶۷ 🌷 محل شهادت: شلمچه 🌷 محل دفن :گلزار شهدای سیریز 🌷 رجعت :۲۹/ ۴/ ۱۳۷۴ 🔸شهید: شیرعلی حسنزاده در اول فروردین سال ۱۳۴۹در خانوادهای متدین و متعهد به اسلام در روستای سیریز چشم به جهان گشود. 🔹 تحصیلات ابتدایی خود را با موفقیت پشت سر گذاشت،در حالی که از شاگردان ممتاز بود در سال ۱۳۶۰ وارد مدرسه راهنمایی شیخ فضل الله نوری سیریز شد. 🔸 در همان سال به عنوان عضو فعال در پایگاه شهید صدوقی فعالیت خود را آغاز کرد و درگشتهای شبانه شرکت میکرد . در سال ۱۳۶۳ همزمان با ورود به دوره متوسطه برای اولین بار به مدت سه ماه در جبهه حضور یافت. 🔹چهارسال بعد مجدداً راهی جبهه شد ،و مسئولیت قسمت پدافند هوایی را به عهده گرفت. 🔸 در سال ۱۳۶۷ امتحان کنکور را در پیش داشت، اما شهید عزیز درس و مدرسه را به عشق امام(ره) و دفاع از آب و خاک میهن و حفظ نوامیس رها کرد و هر چند اطرافیان اصرار کردند کنکور را پشت سر بگذار و بعد به جبهه برو در جواب میگفت من در جبهه امتحان دانشگاه را میدهم. 🔹و بالاخره در عملیات کربلای ۵ حقیقتا کنکور حقیقی را در کربلای ایران، شلمچه با موفقیت پشت سر گذاشت، و دلیرانه و جوانمردانه با دشمنان جنگید تا شربت شهادت را نوشید. 🔸 بدن پاکش سالها در شلمچه ماند تا اینکه در سال ۱۳۷۴ گروه تفحص بدنش را پیدا کردند، و چندی بعد بدن او در زادگاهش در میان انبوه مردم تشییع شد، و در جوار امامزاده جعفر علیه السلام به خاک سپرده شد. 🔹هنوز یک سال از خاکسپاری او نگذشته بود که پدر خود را به سوی خود فراخواند که این جدایی برای اطرافیان بسیار سخت گذشت. 🌷شادی روح مطهرشان صلوات🌷
شهید حسین ابراهیمی
🌷شهید: حسین ابراهیمی 🌷 نام پدر: علی 🌷تولد :۱۳۴۶ 🌷شهادت :۱۳۶۵/۱۰/۲۲ 🌷محل شهادت :شلمچه 🌷 محل دفن :گلزار شهدای سیریز 🌷رجعت ۱۳۷۴/۰۴/۲۹ 🔹شهید حسین ابراهیمی فرزند علی در سال ۱۳۴۶در روستای سیریز چشم به جهان گشود. 🔹 مراحل تحصیلی ابتدایی و راهنمایی را در زادگاهش پشت سر گذاشت، در سن نوجوانی مادرش را از دست داد، بعد از فوت مادر نتوانست درس بخواند لذا برای کار به شهر زرند رفت و مشغول کار شد. 🔹در شهر زرند جهت اعزام به جبهه ثبت نام کرد و دو مرتبه به عنوان بسیجی به جبهه رفت. دفعه اول به مدت سه ماه و مرتبه دوم به مدت شش ماه 🔹 بعد از بازگشت از جبهه ازدواج کرد، و مدت یک سال زندگی کرد ،و مجدد به مدت یک سال برای گذراندن خدمت سربازی در جبهه به مقر تیپ زرهی ذوالفقار رفت ،و در آن تیپ سمت رانندگی خشایار را عهدهدار شد. 🔹 در عملیات کربلای پنج در شلمچه حسین عزیز اولین راننده خشایار بود، که حرکت کرد و مهمات و نیرو را به خط مقدم رساند. 🔹خاطره شهادت حسین از زبان یکی از همرزمانش : یک روز عصر عراق تک زده بود فرمانده تیپ زرهی ذوالفقار از نیروها خواست یک نفر افتخاری با خشایار مهمات را به خط مقدم جبهه برساند. 🔹در این میان حسین دستش را بالا برد،و او به عنوان راننده و من کمکی او مهمات را باز کردیم، و به سوی خط مقدم حرکت کردیم. 🔹حدود سیصد متری خط مقدم خشایار ما در دید،عراقیها قرار گرفت، شدیدا ما را زیر آتش خود گرفتند در این زمان چند ترکش به من اصابت کرد و حسین عزیز به من گفت: تو را به خاک ریزی که نزدیک جاده است می رسانم و من خودم این مهمات رابه خط می رسانم. 🔹مرا به خاکریز رساند و خودش به طرف خط مقدم حرکت کرد در همین حین که می رفت از گوشه خاکریز به او نگاه می کردم که ناگهان یک گلوله تانک به خشایارش اصابت کرد و خشایار آتش گرفت. 🔹دیدم حسین از درون خشایار تا کمر بیرون آمده بود که ناگهان گلوله دیگری نزدیک او خورد و من دیگر حسین را ندیدم. 🔹آری حسین عزیز در تاریخ۱۳۶۵/۱۰/۲۲ مفقودالاثر شد ،و سر انجام پس از گذشت سالها پیکر پاکش کشف، و در سال ۱۳۷۴ به زادگاهش باز گردانده شد ،و در گلزار شهدای سیریز به خاک سپرده شد. 🌷شهداء را یاد کنید ولو با ذکر صلوات🌷 رسانه خبری #صدای_سیریز
شهید ماشاالله میرزایی
🌷شهید: ماشاالله میرزایی 🌷نام پدر: نعمت الله 🌷 تولد :۱۳۳۵ 🌷 شهادت:۱۳۶۵/۱۰/۱۰ 🌷محل شهادت: جزیره ام الرصاص 🌷 محل دفن: جاویدالاثر 🔹شهید ماشاالله میرزایی در سال ۱۳۳۵ در روستای احمدآباد زرند متولد شد. 🔸پایه ششم خود را در زادگاه خود با موفقیت پشت سر گذاشت فرزند با استعدادی بود مهارت عجیبی در نقاشی داشت به گونهای که در همان دوران مدرسه نقاشیهای او زینت بخش مدرسه بود. 🔹 و حتی در زمان رژیم منفور پهلوی بارها به خاطر کشیدن تمثال امام خمینی (رحمت الله علیه) بر روی دیوار روانه ساواک شد. 🔸 خدمت مقدس سربازی را در سرپل ذهاب گذراند و بعد از اتمام دوره سربازی ازدواج کرد که حاصل این ازدواج ۴ فرزند بود. 🔹 در کارهای منزل کمک حال همسر بود و در امر تربیت فرزند بسیار کوشا بود از نظر اخلاق زبان زد خاص و عام بود. 🔸 در کارهای خیر همیشه پیش قدم بود و اهمیت عجیبی به نماز جماعت میداد . 🔹شهید جز ء اول بسیجیانی بود که رهسپار جبهه گردید عشق عجیبی به جبهه داشت مرتبه آخر که میخواست به جبهه برود روحیه عجیبی داشت به گونهای که۴مرتبه با پدر و مادرش خداحافظی کرد. 🔸فرزندانش را در بغل میگرفت و میبوسید حتی بعد از خداحافظی از اقوام و فامیل تا سر کوچه رفت و مجدداً برگشت و دوباره خداحافظی کرد گفت این سفر با سفرهای قبل فرق میکند. 🔹سرانجام در تاریخ ۱۰/۱۰ /۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۴ در جزیره ام الرصاص به فیض شهادت نائل گردید .خبر شهادت ایشان را دو نفر از همرزمانش که لحظه شهادت را دیده بودند به بنیاد شهید کرمان و خانواده ایشان اطلاع دادند. 🔸 تا حال که مدت ۳۷ سال از شهادت این عزیز میگذرد خانواده منتظر و چشم به راه پیکر مطهرش هستند. ☆شهدا را یاد کنید حتی با ذکر صلوات☆














